سلااااااااااااااااااام به همه دوستای گلم خوبین؟؟؟؟؟
ممنون از نظراتون و این که به این وبلاگ میاین. امیدوارم که روز به روز این وبلاگ بهتر بشه تا شما هم بیشتر لذت ببرین. امروزم میخوام در مورد شکل و ساختمان تئاتر و ارکان تشکیل دهنده نمایش بگم واستون. البته این پست دو قسمتیه که اگه سه چها رروز صبر کنین اونم میذارم:
شکل و ساختمان تئاتر:
تئاتر های قدیم دایره ای شکل بوده و از چوب ساخته می شده است. جایگاه و پله ها نیز نیم دایره ای بود و به وسیله یک پرده،بسته می شد که هنرپیشگاه پشت آن لباس می پوشیدند و جلوی آن بازی می کردند. قسمت مسطح و مرکزی تئاتر "ارکسترا" جایگاه خوانندگان دسته جمعی بوده که در تراژدی های قدیم رل عمده را داشته اند و به وسیله آواهای خود مظهر احساسات شنوندگان بوده اند. هنرپیشگان که تعداد آنها از دو یا سه تجاوز نمی کرد، با این خوانندگان مکالمه اهنگی می کردند و با تغییر ماسک تغییر نقش می دادند. در این گونه تئاترهای چوبی، آثار "اشیل" و "سوفکل" را نمایش می دادند. در حدود اواسط قرن چهارم قبل از میلاد، تئاترهای سنگی برپا کردند که اغلب در دامنه تپه های ساخته می شد و پله ها به شکل نیم دایره و شیبی در حدود 2/1 تا 16/11 بالا رفته و در طبقه ها آخر به غرفه هایی منتهی می شده است. "صحنه"، ساختمان طویل و کم عرضی بوده است که تا دو طبقه می رسید و به دیوار "صحنه" منتهی می شده است.. " دیوار سحنه" رو به داخل، دارای سردابه هایی بود که برای بازی کردن صحنه های داخلی به کار می رفت. در بعضی تئاترها، "دیوار صحنه" وجود نداشته و صحنه در حکم سکوی بزرگی بوده که روی آن بازی می کردند. در زمان یونانی ها، "جلوی صحنه" بسیار باریک ساخته می شد زیرا نقش عمده با خوانندگان بود که در ارکسترا قار می گرفتند و اهمیت(صحنه) کمتر بود ولی در زمان رومی ها که از اهمیت آوار دسته جمعی در تئاتر کاسته شد، "جلوی صحنه" وسیع تر شده "دیوار جلو صحنه" از قسمت های نیم دایره استوانه ای یا مربع شکل و با تناول نیم استوانه و مربعشکل ساخته می شد. در دو طرف صحنه، دو دالان بود که مجموعه کنارها و جلو و دیوار جلو و عقب تشکیل واحد مستقی را می داد. این قسمت از قسمت اصلی تئاتر یعنی ارکسترا و پله ها به وسیله دو دالان طرفین جدا می شد. این دالان ها در بعضی تئاترها بسیار عریض بود. بعدها روی دالان ها را طاق زدند و به این وسیله، تمام تئاتر در حکم یک ساختمان واحد به هم متصل شد.
عناصر و ارکان تشکیل دهنده نمایش:
نمایش در وسیع ترین مفهوم خود بر دو عامل حرکت و صدا استوار است این دو همواره تاثیری آنی برهم داشته و تحولاتی را گذرانده اند. اصولا تئاتر هم بر مکانی ااطاق می شود که مراسم در انجا وقوع میابد و هم بر فرایند ارتباطی که از طریق آن به منظوری خاص در محلی معین، توسط گروهی، اندیشه ای را از این گروه به گورهی دیگر انتقال می دهد. اجزا و عناصر تشکیل دهنده این فرایند که هریک در دیگری اثر می گذرارد و به نوبه خود از آن متاثر می شود. همچنان که در تعریف فوق می توان دید عبرات است از:
الف) متن واقعا یا نمایشنامه که می توان مکتوب باشد، یا ان که سینه به سینه از گروهی به گروه دیگر منتقل شود.
ب) گروه اجرا کنندگان شامل بازیگران، کارگردان، طراح دکور، طراح لباس، گروه فنی، نور، صدا و . . .
ج) تماشاگران
محلی که واقعه در آنجا به اجرا گذاشته می شود یعنی ساختمان تئاتر یا تماشاخانه که محل ثابت اجرای نمایش است یا هر مکانی که بتوان در آنجا نمایش اجرا کرد.
د) اندیشه یا فکر و پیامی که در متن نمایشنامه وجود دارد و توسط گروه اجرا ککندگان در اختیار تماشاگران گذاشته می شود.
ه) منظور یا هدف نمایشنامه که می تواند الف- دینی یعنی ستایش و بزرگداشت اولیای دین باشد. ب- سیاسی، تبلیغ شیوه خاصی از نظام حکومتی ج- آموزشی، دادن اطلاعاتی در زمینه های معین
و) درمان معالجه بسیاری از ناهنجاری های روانی بر اساس نظریات روانشناسان
ز) تفریحی و یا مواردی دیگر باشد
توی پست بعدیم به طور اختصار به بعضی از موارد بالا اشاره میکنم. امیدوارم که خوشتون اومده باااااااااااااشه!!! ![]()
درضمن کماکان منتظر سورپرایز باشین
. احتمال میدم دوتا پست بعدیم اون سورپرایزو رو کنم . . .
در مورد این مطلب یا کلیت وبلاگم نظر داشتین خوشحال میشم بگین ![]()
ممنون. بای تا های ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
سلاااااام به همه دوستای گلم. خوبین که؟؟؟ الهی شکر
خب من بالاخره بعد از تقریبا یه هفته اپ کردم
از همه کسایی که نظر دادن خیلی تشکر میکنم که هم منو از اوضاع وبلاگ از نظر خودشون اگاه میکنن و هم دلگرمی میدن که خیلی حال میده![]()
اینم کمدی که گفته بودم. با خوندن این مطلب متوجه میشیم که کمدی اصلا اون چیزی نیست که به صورت عام توصیف میشه. چون بیشتر مردم فکر میکنن هرچیزی که خنده دار باشه یعنی کمدی در صورتی که همه کمدی خنده نیست و بعضی وقتا با گریه هم شاید همراه باشه. خودتو بخونین متوجه میشین![]()
3- کمدی: به طور کلی می توان گفت کمدی به نمایشنامه ای گفته می شود که هدف اصلی اش سرگرم کردن تماشاچی باشد. ممکن است برانگیزاننده فکر و عصبانیت باشد، اما هدف اصلی، توضیح در مورد زندگی یا بعضی از جنبه های آن است به طریقی که اکثر افرد تماشاچی سرگرم شوند. مثلا در یک نمایشنامه تراژدی، شخصیت پدر موجودی بزرگ و غیر قابل لمس است. اما در نمایش کمدی شخصیت "پدر" از ان جهت موجب خنده تماشاگر می شود که از آن قدرت و سلطه چیزی باقی نمانده است.شخصیت های تراژدی افرادی همچون شاهان، سرداران، بزرگان و قهرمانان هستند و تماشاگران به این شخصیت ها که مورد ستایش آن ها هستند، نزدیک شده،همدرد آن ها می شوند و خود را همراه آن ها حس می کنند. اینان، تماشاگران خوب و با ارزش تراژدی هستند. اما در کمدی وضع وضع به گونه ای دیگر است. نمایش کمدی، همواره واقعیت گرا تر از "تراژدی" است و از مایه های قابل لمس تری برخوردار است. قصر و بارگاه تراژدی، در نمایش کمدی به گذر عام و خانه های مردم تبدیل می شود. به جای قهرمانان تراژدی که شاهان و سرداران هستند، با افراد معمولی تاجر و کارمند و . . . روبرو هستیم. در این تریدی نیست که نمایش های تراژدی و کمدی در انسان(بازیگر و تماشاگر) عکس العمل های مطبوع و حتی تسکین دهنده بر می انگیزد. چنانچه تاثیر تئاتر بر درمان بیماران روانی امروزه به اثبات رسیده است. در این روش بیماران روانی را به کارگردانان حرفه ای می سپارند تا آنان را به اجرای قطعات نمایشی در مورد مسائل نفسانی که بیمار به آن مبتلاست، ترغیب کنند. نتایجی که از این روش در درمان این گونه بیماران بدست آمده، شگفت آور بوده است. اثر نجات بخش این اجراهای تئاتری را چنین توضیح می دهند که تماشاگر و بیشتر بازیگر نمایش برای مدت زمانی خویشتن را به جای قهرمان داستان می پندارد و همان حالات روحی قهرمان را در خود باز میابد و خود را از چنگال بعضی از ناراحتی های درونی آزار دهنده، رها می سازد. همین تسکین و رهایی از عقده هاست که ارسطو آن را تزکیه نفس مینامد. می توان پذیرفت که خنده در آثار کمدی پدیده ای رهایی بخش باشد، اما ترس و ترحم در آثار تراژدی را چگونه می توان توجیه کرد؟ حقیقت این است که تماشاگر در تئاتر از تشبه به قهرامان به دلیل قدرتش احساس لذت می کند و هنگامی که قهرمان تراژدی در خطر است تماشاگر با همدردی تمام به جای او می لرزد و آنگاه که مغلوب گشت، بر او دل می سوزاند. تماشاگر به خوبی واقف است که قرمان تراژدی در عالم واقع وجود ندارد امار برایش غصه می خورد. به عبارت دیگر، تماشگر رج نمی کشد بلکه به تقلید رنج دست می زند. مانند کودکی که با برادرش بازی معلم و شاگرد را در می آورد و از اینکه برادر بزرگتر در نقش معلم، او را به عنوان تنبیه در گوشه اتاق برپا می دارد، می ترسد و تظاهر به گریه می کند. در عین حال که می داند هیچ کدام از این اعمال و شخصیت ها واقعی نیستند، از این کار لذت می برد. زیرا او احساس ترس را نه آمیخته به ضعف بلکه آمیخته با احساس قدرت، تجربه می کند. تماشاگری که به آرامی در صندلی راحت تئاتر لمیده و در میان انبوده تماشاگران، فارغ از آن مشکلاتی که در زندگی بیرون با آن ها دست به گریبان است. او مهمان محیطی رشار از زیبایی معماری سالن نمایش، نور، لباس، رنگ و زبان ادیبانه شاعر نمایشنامه نویس، هنر استادانه کارگردان و بازی جذاب بازیگران است. در چنین وضعیتی، تماشاگر از چنان احساس آرام و دلچسبی برخوردار است که در زندگی واقعی به آن دسترسی ندارد. این احساس در زندگی واقعی همواره در معرض خطر است و از آنجایی که قهرمان نمایش نیز اعم از آن که نمایش تراژدی یا کمدی باشد، همیشه در خطر و مورد تهدید عوامل گوناگون است، این تهدید روح تماشاگر را یز فرا می گیرد و همان حالی را در وی ایجاد می کند که امروزه آن را "هیجان و دلهره" می نامیم. این هیجان و اضطراب آگاهانه است که ترس از مرگ را در ما به وجود آورده است و زمانی که برای سرنوشت قهرمان، ترس و دلواپسی تمامی وجود ما را فرا می گیردٰ در عین حال لذت می بریم. با توجه به حقیقت این نکته می توان گفت که تئاتر به ویژه تراژدی این مساله را با تاکید و شدت بیشتری مطرح می کند و بر رهایی انسان از چنگال این احساس دلهره تاکید می کند. البته در ملودرام یا نمایش توام با موسیقی که هدف های درسا درام را از دست داده و بیشتر به تکان دادن و هیجان آوردن تماشاچی رغبت دارد و در حقیقت برای بالا بردن شدت لحظه تردید آمیز یا افزایش جاری شدن اشک تماشاچی در طول یک صحنه ترحم آمیز تکیه می کند، به گونه ای دیگر مطرح می شود که فعلا مورد بحث نیست.
خب امیدوارم که از این پست لذت برده باشین.
تو قسمت بعدی هم در مورد شکل و ساختمان تئاتر صحبت میکنم. یه سورپرایز هم دارم واسه همه کسایی که مطالب تئاترو دنبال کردن و کمی علاقه مند یا علاقه مند تر شدن![]()
. جدا سورپرایز قشنگی تو راهه.![]()
منتظر نظرات قشنگتون هستم
موفق باشین![]()
سلام به همه دوستای گلم. از همتون بابت نظرات ممنونم. جدا خیلی لطف داشتین بهم و دل گرمی دادین. مخصوصا دوستانی که دو سه بار(مخصوصا سه بار
) نظر گذاشتن ولی بازم از همتون ممنونم. امروز میخوام در مورد انواع نمایش صحبت کنم. امیدوارم که خوشتون بیاد . . .
انواع نمایش:
1-درام: اصطلاح و یا کلمه ای است که در آثار نمایشی به کار می رود. این کلمه را تقریبا به سختی می توان به طور اخص به کار برد. تقریبا تمام نمایشنامه هایی را که شامل تماشاچی و طرز عمل جدی هستند در بر می گیرد. در عین حال،نوع خاصی از نمایشنامه های جدی که به سادگی با هر اصطلاح دیگری قابل وصف نیستند توصیف می کند. مثلا تراژدی شکلی از درام است اما تمام درام،تراژدی نیست. تراژدی چیست؟؟؟ آثار نمایشی را می توان به دو نوع تراژدی و کمدی تقسیم کرد.
2- تراژدی: عبارت است از تقلید یک عمل جدی و کامل که داری طول معینی باشد. در حدود دو هزار و پناصد سال پیش،ارسطو که کتاب رشته شعر را به رشته تحریر در آورده بود، بر اساس طبقه بندی کردن عوامل مشترک در آثار درامی که تا آن زمان به رشته تحریر در آمده بود و با بررسی علل موفقیت بعضی از آثار و عدم توفیق گروهی دیگر، به تدوین اصول تراژی اقدام کرد. از نظر ارسطو،تراژدی بر شش جز استوار است که عبارتند از :1)دوستان-2)اخلاق-3)گفتار-4)فکر-5)صحنه آرایی-6)آواز. وی می گوید: سخن، در هر قسمت تراژدی باید وسیله ای مطبوع و دلنشین شود ، تقلید نباید به صورت روایت باشد و در صحنه نمایش، به عمل در آید و وقایع باید حس رحم و ترس را بر انگیزد تا تزکیه این عواطف را موجب شود. ارسطو معتقد است که تراژدی را برای جلوه گر ساختن خصوصیات اخلاقی به صحنه نمی برند بلکه برای جلوه گر ساختن اعمال، خصوصیات اخلاقی را به میان می آورند. پس مقصود اصلی و غایت تراژدی اعمال یا "داستان" آن است و غایت در همه جا مهم ترین چیزهاست. در این مورد باید گفت: نه تنها داستان که تراژدی با همه اجزایش بنا به تعریف ارسطو، وسیله ای است برای بر انگیختن رحم و ترس تا از طریق آن این عواطف تزکیه یابند. به طور کلی، تراژدی به تشریح چگونگی رابطه انسان با نیروهایی که خارج از زندگی عادی او هستند، می پردازد. تراژدی تلاش و کوشش یک فرد والا مقام و برتر جامعه را برای انجام یک وظیفه اخلاقی یا اجتماعی توصیف می کند. اما در این تلاش، قهرمان نهایتا توسط سرنوشت که معمولا در شخصیت خود اوست، از بین می رود. از "اشیل" و "سوفکل" به عنوان دو نویسنده بزرگ تراژدی یونان نام برده می شود که آثاری از آن ها باقی مانده است. از زمان یونانیان به بعد، تراژدی های اصیل کمی نوشته شده که بتواند با آثار "اشیل" و "سوفکل" قابل مقایسه باشد. در قرن 16 در انگلستان، دو نویسنده به نام های ویلیام شکسپیر و کریستوفر مارلو آثاری ماندنی و با ارزش در این زمینه به وجود آوردند.
(سومین قسمت کمدی هست که چون خیلی طولانیه توی پست بعدی میذارم. امیدوارم که لذت برده باشین و استفاده کرده باشین)
ایشالا که بازم با نظراتون انگیزه میدین تا بتونم مطالب قشنگ تر بذارم واستون. راستی بعد از نمایش میخوام یه پست جالب بذارم. خودم ایده هایی دارم در موردش ولی اگه شما هم چیزی دوست داشتین که در موردش بذار(هنری باشه) حتما بگین. سعی میکنم در موردش مطالب جامع و خوبی بذارم تا لذت ببرین
منتظر نظراتون هستم![]()
![]()
![]()
این پست من در مورد(هنر نمایش) هستش که شامل قسمت هاییه که پایین گفتم که هر کدوم رو به صورت پست جداگانه واستون میذارم و امیدوارم که بتونید استفاده کنید :
1- هنر نمایش
2- انواع نمایش
3- شکل و ساختار تئاتر
4- عناصر و ارکان تشکیل دهنده نمایش
1- هنر نمایشی:
تئاتر یکی از هنرهای هفتگانه محسوب می شود و آن را زاییده بعضی از مراسم مذهبی و اجتماعی میدانند که منشا آن مراسم تمایل آدمی به شرکت در احساسات و میل به تسلط بر وقایعی است که خارج از اراده وی صورت می گیرند.
تائاتر در مقایسه با سایر هنرها دارای امکانات وسیعی است. زیر از دیگر هنرها مثل نقاشی و ادبیات و معماری و . . . بهره میگیرد. در عین حال محدودیت هایی نیز دارد که بعضی از آن ها قابل توجه هستند.
کلمه تئاتر(Theater) در اصل از کلمه تئاترون(Theatron) است که جزء اول آن(Thea) به معنای تماشاگران و یا محل تماشا و مشاهده است. در زمان های دور تماشاگران در شیب تپه ها می نشستند و مراسم مذهبی را که با تشریفاتی خاص در پای همان تپه یا در کنار معبدی برپا می شد تماشا می کردند. یک افشانه هندی منشا تئاتر را مراسم جشن پیروزی"ایندیرا" بر شیاطین می داند. در این مراسم فرشتگان و شیاطین شرکت می کردند و بازیگران مبارزه های آن ها را با حرکات گوناگون مجسم می ساختند. هنگامی که شیاطین پی بردند که در این مراسم از فرشتگان شکست خواهند خورد عصیان کردند و با نیروهای بدخواه کوچک تر متحد شدند و این وضع چنان آشفتگی در بازیگران ایجاد کرد که دیگر قادر به حرکت و سخت گفتن نبودند. آن زمان بود که "ایندیرا" پرچم خود را به دست گرفت و به میان صحنه آمد و شیاطین را نابود ساخت. سپس بنایی برپا ساخت که بعد ها نام تئاتر به خود گرفت. اما برای آن که بازیگران در برابر شیاطین محافظت شوند،ارواح نیک حفظ و حراست این بنا را به عهده گرفتند و پرچم ایندیرا به صورت نشانی از حمایت بازیگران در آمد. این افسانه،به روشنی نشان دهنده این حقیقت است که«نمایش یک پیکار است» این افسانه،شیاطین را روی صحنه می آورد و سیاست تئاتر جزراندن و آزاد کردن بشر،چیزی نیست و این پرچم که بازیگران را حمایت می کند،به یادگار آن پیکار اولیه و دفع شیاطین است. باید این نکته گفته شود که"ایندیرا" در عین حال نماد جنگ،رویش گیاهان،نزول باران و شروع فصل بهار بوده است و این خصایص او را شایسته آن می سازد که با یک جهش نماد تئاتر نیز باشد.تئاتر،همان هنری است که نشان دهنده پیکار و رهایی است نمایشگر تزکیه نفس نیز هست. قدیمی ترین آثار نمایشی که امروزه می شناسیم،بیان کننده پیکار انسان و رهایی از آلودگی هاست. در نمایش یکی سخن می گوید،دیگری پاسخ می دهد. یکی "آری" و دیگری "نه" می گوید و حاصل این گفت و گو ایجاد دودلی و عدم اصمینان است. همان چیزی که جوهر همر نمایشی است.اگر در اعمالی که انجام می دهمین دقت کنیم در می یابیم که هریک از جلوه های زندگی ادمی چه فردی و چه گروهی،کیفیتی نمایشی دارد. مانند رفتار دختربچه ای که ا در کفش مادرش می کند و چادر او را به سر می اندازد و به تقلید از مادرش و در عالم خیال،عازم خرید روزانه شود.
نمایش به معنی اعم یعنی انجام دادن یک عمل از پیش تعیین شده،حتی می توان گفت،نمایش عبارت از انجان دادن و یا تظاهر به انجام دادن امری است که خود در هر لحظه واقف بر چگونگی بروز آن هستیم.
آدمی در زندگی روزمره و به حکم ضرورت،نقش های متفاوتی را به عهده می گیرد و هنگامی که در لحظه ای معین و به منظوری خاص،بسیاری از نقش های خود را کنار می گذارد و به عمد به یکی از آن ها تاکید می ورزد،دانسته یا نداسته وارد حوزه نمایش می شود. نمایش به معنی اخص(تئاتر) گونه ای دیگر است.
این هنر،هرچند که ابتدار ریشه در مراسم آیینی دارد و از نیایش های مذهبی سرچشمه می گیرد،با گذشت زمان و گذشتن از مراحلی خاص به کیفیتی دست میابد که آن را از سایر جلوه های اولیه نمایش متمایز می کند و در پهنه فعالیت های خلاق آدمی جای می دهد.
این مطلب از خودم نبود و از کتابی نوشتم(اینو به کسایی گفتم که شاید دلشون بخواد مچ بگیرن و . . .)
امیدوارم که با نظراتون به بهتر شدن این وبلاگ کمک کنین. درضمن اگر سوالی در مورد این مطلب دارید لطفا تو نظرات بگید و منم سعی میکنم که ابهام رو برطرف کنم.![]()
![]()
سلام. امیدوارم که همتون خوب باشین ![]()
به پیشنهاد یکی از دوستای گلم
میخوام اولین پست این وبلاگو اختصاص بدم به نظر خودم راجع به هنر
چون کلیت این وبلاگ به هنر اختصاص داره و فقط شاید بعضی از پست ها به مسائل دیگه ای که با هنر میتونن تلفیق بشن وجود داشته باشه.
البته اینم ذکر کنم که این نظرات هیچ برهان و علتی پشتش نیست و فقط سلیقه منه و هیچ ربطی به مسئائل هنری که جایی تدریس میشه نداره.![]()
به نظر من هنر مهم ترین چیز در زندگیه. چرا؟؟؟ شاید چون با روح انسان رابطه مستقیم داره. مثلا شما هیچ کسو پیدا نمیکنین که در روز با یک پدیده هنری سر و کار نداشته باشه. منظورم برخورد های غیر عمدی نیست. منظورم اینه که انسان ها هر روز خودشون به طرف حداقل یک پدیده هنری کشیده میشن و دلیلش دقیقا اینه که همه انسان ها به هرحال احساس دارند و به طور غریزی دوست دارن که روحشونو با یک چیزی جلا بدن. یه نفر موسیقی گوش میده- یه نفر همراه با موسیقی میرقصه-یه نفر فیلم تماشا میکنه-یه نفر که دلش گرفته شاید بشینه شعر بگه و . . . در کل میبینیم که انسانا هر روز به طور غریزی و روانی به سمت یکی از هنرهای هفتگانه یا شاخه ای از این هنرها کشیده میشن.
برای اثبات حرفم که انسان ها به هنر نیاز دارن یه مثال میزنم. فکر کنید یک نفر به مدت یک سال اصلا هیچ اهنگی گوش نکنه و هیچ فیلمی نبینه یا هیچ شعری نشنوه و . . . به نظر شما از نظر روحی افت نمیکنه؟؟؟
من خودم شخصا به هنر سینما علاقه دارم. به نظر من هنر سینما که اخرین هنریه که تو این گروه هفتگانه قرار گرفته همه هنر های قبلی رو در خودش جا داده. از طرفی هم خیلی زیباتر هم اونارو جلوه داده و هم خودشو به عنوان یک هنر محبوب و صنعتی و . . . اثبات کرده.
هرکسی نسبت به سلیقه و دیدگاه خودش سبکی از فیلمی رو می پسنده. ولی من که تاحالا کسیو ندیدم که اصلا از فیلم خوشش نیاد. یه کسی که به خنده نیاز داره تو زندگی خب کشش بیشتری نسبت به فیلم های طنز داره یا کسی که علاقه مند به هیجان باشه شاید فیلم ترسناکو انتخاب کنه و . . . ولی مهم اینه که شاید یک نفر وجود داشته باشه که به مجسمه سازی علاقه مند نباشه ولی یک نفرهم وجود نداره که به فیلم علاقه مند نباشه. چون به اندازه تمام افراد روی کره زمین سبک فیلم وجود داره ولی کلیت این سبک ها حماسی و طنز و ترسناک و . . . هستش. یعنی منظورم از این که گفتم به تعداد تمام افراد کره زمین سبک فیلم وجود داره زیر شاخه ای از این سبک های اصلی بود.
در مورد شعر هم خب نظرات مختلفه ولی من شخصا به شاعر های ایرانی خیلی اعتقاد دارم و قالب های شعری نیمایی و غزل رو خیلی دوست دارم. شعر از لحاظ روانی خیلی به ادم کمک میکنه. چون به نظر من هیچ حسی وجود نداره در انسان که شعری در موردش به کرات گفته نشده باشه. اگه دلتنگ باشه کسی یا ناراحت یا عصبانی یا نگران از چیزی و . . . حتما شعری وجود داره در این مورد که اینجا به نظر من شعر مثل یک همدم عمل میکنه و یه جورایی با انسان صحبت میکنه و ارومش میکنه و از اون فضایی که داره دورش میکنه و به طرف یک اسایش خیال(حتی شاید نسبی) میبره.
موسیقی هم که تکلیفشو تقریبا با همه روشن کرده. سبک های مختلفی وجود داره که نسبت به شخصیتی که هرکس داره جور در میاد یکیش یا شاید چندتاش. ولی به هرحال کسی وجود نداره بگه من از هیچ موسیقی خوشم نمیاد. کلاسیک-پاپ-رپ-راک و . . . که همگی طرفدارای خاص خودشونو دارن. ولی اگه دقت کنین همراه با موسقی دوتا هنر دیگه هم به وجود میاد یا به نوعی باهاش همراهه. شعر و رقص(که اولین هنر کشف شدست). البته تو بعضی از موسیقی های کلاسیک شعر وجود نداره ولی رقص با همشون وجود داره. منظور از وجود داشتن اینه که هر سبکی از موسیقی رقص مخصوص به خودشو داره و حتی اگر کسی با این رقص مخصوص اشنا نباشه به هرحال از لحاظ غریزی مجاب میشه که حرکاتی انجام بده که تقریبا با ریتم اهنگ همیشه هماهنگه یا با احساسی که به شخص مورد نظر میده هماهنگه.
دیگه در مورد بقیه هنرها مثل رقص و نقاشی و نویسندگی و معماری ایشالا بعدا پست های تخصصی میذارم. امیدوارم که با نظراتون در مورد این پست بتونین کمکم کنین.
البته بازم میگم من هنرو از لحاظ فنی و ساختاری تو این بررسی نکردم. فقط نظر خودمو گفتم و خوشحال میشم که اگه با من مخالفتی دارین تو بعضی از قسمت های این پست تو نظرات بگین. به هرحال ادم تا نظرات مختلفی رو در مورد یک موضوع نشنوه هیچ وقت نمیتونه به یک نظر محکم و قابل استدلال برسه.
منتظر نظراتون هستماااااااااااااااااااا . . . ![]()
سلام به همه دوستای گلم. خب من این وبلاگو درست کردم تا هرچیزی که به نظرم جالب میاد توش بذارم. این وبلاگ تا چند روز دیگه هم کارشو رسمی شروع میکنه. امیدوارم که با نظراتون به بهتر شدن این وبلاگ کمک کنین. لطفا هرکسی هم که قالب خوب برای وبلاگ میشناسه معرفی کنه. و همچنین در مورد هرچیزی که دلتون خواست بگین تا من تو این وبلاگ در موردش مطلب بذارم.
ممنون
منتظرمااااااااااااا


